داستان ترسناک: معامله پدربزرگ (قسمت دوم)
در ادامه این روایت، اتفاقات به مرحلهای میرسد که دیگر هیچ چیز قابل کنترل نیست.
حقایقی روشن میشود که مسیر داستان را تغییر میدهد.
نسخه صوتی داستان
0:00
24:11
برای ثبت نظر باید
وارد شوید
یا
ثبتنام کنید.
p
@pn_silent_glance_1302
2026/09/08
خجالتم نمیکشید . هی زیر شکمم زیر شکمم . اه حالم بهم خورد
p
@pn_silent_glance_1302
2026/09/08
این دختره چرا دایم گیر پایین شکمش بود ؟ یا جن دست زد پایین شکمش یا زیر شکمش سنگین بود یا زیر شکمش درد میکرد . شماها فهمیدین زیر شکمش چه خبر بود ؟
@Reyhaneh_00
2026/08/29
واقعا ترسناک بود
@Reyhaneh_00
2026/08/29
چه سرگذشتی
p
@pn_grim_scream_5821
2026/07/12
شمارو به خیلیها معرفی کردم
p
@pn_grim_scream_5821
2026/07/12
من همیشه تو خواب مثل داستان گم میشم چقدر شنیدنش حس اون خوابها دارم ولی نه این جن باشه ولی تو خواب همیشه گم میشم
p
@pn_grim_scream_5821
2026/07/12
وای بارها گوش دادم عالی بود
داداش رسول دوباره خونی کنید